
نمیدونم شده تا حالا حس کنی دیگه حرفی واسه گفتن نداری !
شده تا حالا حس کنی گذشتت رو مفت باختی و جایی که هستی اونجایی نیست که باید باشی !
شده تا حالا حس کنی چرا با تمام موقعیت هایی که داشتی حتی تو یه زمینه هم بهترین نشدی و جزو بهترین ها نیستی !
شده تا حالا دنبال دوستای دبیرستانت بگردی و ببینی همشون تو بهترین دانشگاهها دارن ارشد میخونن و تو به یه لیسانس زپرتی دل خوش کردی !
شده تا حالا حس کنی دلت کسی رو میخواد ، اما واسه خواستنش چاره ای نداری که پولدار ِ پولدار باشی !
شده تا حالا حس کنی حرفای شیک و امید بخش دیگه برات تکراری شده و شدیداً احساس دلتنگی میکنی !
شده تا حالا حس کنی یکی همش توو راهی میندازتت که امتحانت کنه و اینهمه سال باختی چون مدام باید به فکر امتحانی بوده باشی که داشتی پس میدادی !
شده تا حالا حس کنی همه قفلا یک کلید داره و اون شاه کلید فقط و فقط پوله !
شده تا حالا دلت گرفته باشه و بخوای بنویسی اما بترسی که نکنه ناشکری بشه و همین هم که داری ازت بگیرن !
پس شکر به خاطر همه چیز ...