تبليغاتX
دیگه بسه انتظار ....
 

مي گوييم عاشق بارانيم ، اما بر سر خود چتر مي گيريم. مي گوييم زنده به يارانيم ، اما پس از او به ديگري دل مي نهيم . من عاشق اويم ، زمان را بي او نمي خواهم ، دنيا را بي او نمي خواهم ، زندگي را بي او نمي خواهم و عاشقي را در او مي جويم ...


این هفته هم نیامدی، باز منتظر میمانم...

 

+ نوشته شده در  86/04/22ساعت   توسط محمد  | 

 

دل فدای یک تار مویت مادر

فدای تو میشوم با غرور، فدای تویی که اسطوره صبر و از خودگذشتگی برایم هستی. فدای تویی که آرام ترین و مطمئن ترین قلب ها در سینه توست، فدای تویی که ایمانم، آرامش و صبرم همه مدیون به توست.

با یک حس بی منتها، با تمام وجود و خیلی ساده میگویم : میپرستمت ...

 

+ نوشته شده در  86/04/14ساعت   توسط محمد  | 

 

بعد از ۱۰ روز تصمیم گرفتم با قناری خوش صدا و زیبایم برای همیشه خداحافظی کنم. شاید از اول هیچ وقت فکر نمیکردم که اینقدر زود کار به اینجا برسد.

هر روز که میگذشت میفهمیدم قلب و دلم خیلی خیلی کوچکتر از قتاریم است و نگه داریش دل شیر شیر میخواهد...

وقتی از درون قفس نیم متری بیرونش آوردم تا آزادانه بخواند و عشق کند مثل غریبه ها گوشه ای نشست تا با زبان خوش صدایش بگوید من نه پرواز بلدم و نه در تمام عمرم حتی یک ساعت از درون این قفس لعنتی بیرون آمده ام.

اینکه قفس او را قفسی کرده یا دنیایش قفسی است نمیدانم فقط این را میدانم که نه از شادی بلکه از درد میخوانی آنهم چقدر زیبا.

خداحافظ قناری......

 

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت   توسط محمد  |